درباره دراویش
دراویش و صوفیه، دارای فرقههای بسیاری هستند که عقائد آنان تحت تأثیر برخی
از مذاهب و ادیان خارج از اسلام می باشد. ادیان مهمی که بر آنان اثرگذار
بوده، رهبانیت مسیحی و بودایی و یونانی و هندی است(1). دراویش به مطالبی
چون عشق، محبت، عرفان، معرفت، بقا و مانند اینها معتقدند که با پیدا شدن
این افکار، رموز و تعبیرات خاصی را برای خود در نظر گرفتهاند. آنان بر این
عقیدهاند که این اسرار و رموز باید از نامحرم مخفی بماند.
در اوائل عصر بنی عباس، جماعتی از تارکان دنیا و دورهگردان هندی و مانوی در عراق و ممالک دیگر اسلامی پراکنده شدند و افکار صوفیانه را در جامعه اسلامی و میان مسلمانان رواج دادند. «جاحظ» آنان را «رهبان الزنادقه» می نامد(2). از قرن پنجم به بعد خانقاههای صوفیه و دراویش در ممالک اسلامی توسعه یافت و به جذب نیرو پرداختند.(3)
آنچه تمام دراویش و صوفیه به آن عقیده دارند، این است که برای رسیدن به خدا، باید با راهنمایی قطب و مرشد حرکت کرد و انسان بدون راهنمایی آنان به جایی نمیرسد.
راه و روش آنان غلط و غیر منطقی و از مسیر تشیع خارج است و امامان معصوم(ع) به شدّت آنان ملامت و سرزنش کردهاند، که به چند حدیث اشاره می شود:
1ـ مردی خدمت امام صادق(ع) رسید و عرض کرد: گروهی پیدا شدهاند به نام «صوفیه» نظر شما درباره آنان چیست؟ فرمود: «اینان دشمنان ما هستند. هر کس به آنان تمایل داشته باشد، از آنان است و در قیامت با آنان محشور خواهد شد. در آینده گروهی پدید آیند که ادعای دوستی ما کنند و به دیگران به آنان تمایل نشان دهند و خود را در مسلک آنان درآورند ـو سخنان آنان را توجیه کنند.آگاه باشید هر کس به آنان تمایل نماید، از ما نیست و ما از او بیزاریم»(4).
2ـ چون به پیامبر اسلام خبر رسید که یکی از اصحابش به نام «عثمان به مظعون» در خانه خود محلی را به عنوان عبادت برگزیده و دنیا را رها کرده، همواره مشغول عبادت است، پیامبر به وی فرمود: «رهبانیت و دنیا را رها کردن، در دین من نیست. رهبانیت امت من، جهاد در راه خداست»(5).
3ـ پیامبر می فرماید: «قیامت برپا نشود تا اینکه گروهی از امت به نام «صوفی» پدید آیند که از من نباشند. حلقات ذکر ترتیب دهند و صدای خود را به ذکر بلند کنند و به گمان خود، از امت من هستند. آنان اهل دوزخ می باشند»(6).
4ـ امام رضا(ع) می فرماید: «کسی مذهب تصوف را نمیپذیرد جز جهت فریب مردم یا اینکه بر اثر جهالت و حماقت آن را پذیرفته است»(7).
با مطالبی که ذکر شد، بطلان راه آنان به خوبی روشن می گردد. طریق هدایت و رستگاری فقط از راه اهل بیت(ع) و دستورهای آنان امکان پذیر است. راه اهل بیت توسط علما و مراجع تقلید و اسلام شناسان قابل دسترسی است و احتیاج به رمز و ذکر و شرکت در جلسات پنهانی نیست.
به خاطر بدعتها و خرافاتى که از طرف صوفیان ایجاد شد، از نظر علماى اسلام مردود شناخته شدند.(8) البته همواره خصوصا در میان شیعه، عرفایى بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهرى با دیگران ندارند . در عین حال عمیقا اهل سیر و سلوک عرفانى مىباشند . در حقیقت عرفاى حقیقى این طبقهاند، نه گروههایى که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ایجاد کردهاند.
پینوشت ها:
1. لغتنامه دهخدا، ج 32، ص 376.
2. دکتر محمدجواد مشکور، فرهنگ فِرَق اسلامی، ص 307. مشهد ، استان قدس رضوی ،1375 ش ، ،چاپ سوم .
3. همان.
4. معارف و معاریف، ج 6، ص 740 ، سید مصطفی حسینی دشتی ،قم ،1376 ش ،چاپ دوم .
؛ شیخ عباس قمی ، سفینة البحار، ج5 ، ص 198 ، ماده صوف . نشر سازمان اوقاف وامور خیریه دوره هشت جلدی ، 1422، چاپ سوم
5. بحار الانوار، ج 67، ص 114 .
6. معارف و معاریف، ج 6، ص 741.
7. سفینه البحار، همان ، ص 200.
8 . آیت اللَّه ناصر مکارم شیرازى، استفتائات، ج 2، ص 37، سؤال 36 و 37.
در اوائل عصر بنی عباس، جماعتی از تارکان دنیا و دورهگردان هندی و مانوی در عراق و ممالک دیگر اسلامی پراکنده شدند و افکار صوفیانه را در جامعه اسلامی و میان مسلمانان رواج دادند. «جاحظ» آنان را «رهبان الزنادقه» می نامد(2). از قرن پنجم به بعد خانقاههای صوفیه و دراویش در ممالک اسلامی توسعه یافت و به جذب نیرو پرداختند.(3)
آنچه تمام دراویش و صوفیه به آن عقیده دارند، این است که برای رسیدن به خدا، باید با راهنمایی قطب و مرشد حرکت کرد و انسان بدون راهنمایی آنان به جایی نمیرسد.
راه و روش آنان غلط و غیر منطقی و از مسیر تشیع خارج است و امامان معصوم(ع) به شدّت آنان ملامت و سرزنش کردهاند، که به چند حدیث اشاره می شود:
1ـ مردی خدمت امام صادق(ع) رسید و عرض کرد: گروهی پیدا شدهاند به نام «صوفیه» نظر شما درباره آنان چیست؟ فرمود: «اینان دشمنان ما هستند. هر کس به آنان تمایل داشته باشد، از آنان است و در قیامت با آنان محشور خواهد شد. در آینده گروهی پدید آیند که ادعای دوستی ما کنند و به دیگران به آنان تمایل نشان دهند و خود را در مسلک آنان درآورند ـو سخنان آنان را توجیه کنند.آگاه باشید هر کس به آنان تمایل نماید، از ما نیست و ما از او بیزاریم»(4).
2ـ چون به پیامبر اسلام خبر رسید که یکی از اصحابش به نام «عثمان به مظعون» در خانه خود محلی را به عنوان عبادت برگزیده و دنیا را رها کرده، همواره مشغول عبادت است، پیامبر به وی فرمود: «رهبانیت و دنیا را رها کردن، در دین من نیست. رهبانیت امت من، جهاد در راه خداست»(5).
3ـ پیامبر می فرماید: «قیامت برپا نشود تا اینکه گروهی از امت به نام «صوفی» پدید آیند که از من نباشند. حلقات ذکر ترتیب دهند و صدای خود را به ذکر بلند کنند و به گمان خود، از امت من هستند. آنان اهل دوزخ می باشند»(6).
4ـ امام رضا(ع) می فرماید: «کسی مذهب تصوف را نمیپذیرد جز جهت فریب مردم یا اینکه بر اثر جهالت و حماقت آن را پذیرفته است»(7).
با مطالبی که ذکر شد، بطلان راه آنان به خوبی روشن می گردد. طریق هدایت و رستگاری فقط از راه اهل بیت(ع) و دستورهای آنان امکان پذیر است. راه اهل بیت توسط علما و مراجع تقلید و اسلام شناسان قابل دسترسی است و احتیاج به رمز و ذکر و شرکت در جلسات پنهانی نیست.
به خاطر بدعتها و خرافاتى که از طرف صوفیان ایجاد شد، از نظر علماى اسلام مردود شناخته شدند.(8) البته همواره خصوصا در میان شیعه، عرفایى بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهرى با دیگران ندارند . در عین حال عمیقا اهل سیر و سلوک عرفانى مىباشند . در حقیقت عرفاى حقیقى این طبقهاند، نه گروههایى که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ایجاد کردهاند.
پینوشت ها:
1. لغتنامه دهخدا، ج 32، ص 376.
2. دکتر محمدجواد مشکور، فرهنگ فِرَق اسلامی، ص 307. مشهد ، استان قدس رضوی ،1375 ش ، ،چاپ سوم .
3. همان.
4. معارف و معاریف، ج 6، ص 740 ، سید مصطفی حسینی دشتی ،قم ،1376 ش ،چاپ دوم .
؛ شیخ عباس قمی ، سفینة البحار، ج5 ، ص 198 ، ماده صوف . نشر سازمان اوقاف وامور خیریه دوره هشت جلدی ، 1422، چاپ سوم
5. بحار الانوار، ج 67، ص 114 .
6. معارف و معاریف، ج 6، ص 741.
7. سفینه البحار، همان ، ص 200.
8 . آیت اللَّه ناصر مکارم شیرازى، استفتائات، ج 2، ص 37، سؤال 36 و 37.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 14:46 توسط علیرضا نصیری
|